آیا از جایگاه دانشنامه و دانشنامه نگاری در توسعه دانش آگاهی دارید؟

قرنهاست که فرهنگ حاکم بر دنیا، فرهنگی نوشتاربنیاد است چرا که رشد دانش، بشر را بهسوی نوشتن و ثبت دانستهها سوق داده و کتابهای بسیاری برای ثبت و انتقال دانش تألیف شدهاند که در بردارندهی دانشهای زمان است. بهتدریج با گسترش انواع دانشها، بعضی مؤلفان در تألیفات خود، به دستهبندی و خلاصهسازی دانشها پرداختند. بدینترتیب کتب چنددانشی[1] نخستین، شکل گرفتند که شکل نوین آنرا امروزه دانشنامه[2] مینامند. دانشنامه، بهعنوان یکی از انواع کتابهای مرجع[3] و دانشنامهنگاری[4]، امروزه در جهان بهعنوان یک رسانهی فرهنگی معتبر، بسیار گسترده و فراگیر شده است.
دانشنامه یکی از انواع کتابهای مرجع است که مراجعهکنندگان با استفاده از آن میتوانند پاسخ پرسشهای خود را در زمینههای مختلف دریابند. در حقیقت، دانشنامه به مجموعه کتابهایی اطلاق میشود که اطلاعات جامع و در عین حال فشرده دربارهی دانستهها و یافتههای بشر در اختیار خوانندگان قرار میدهد. بهعبارت دیگر؛ دانشنامه یا دایرهالمعارف، خلاصهی مکتوبی است از دانش که تمام موضوعات مورد علاقه و در اندیشهی بشر را بهطور اجمالی، مختصر و جامع، شرح و توصیف میکند. تاریخچهی بسیار طولانی (بیش از دو هزار ساله) دانشنامهنگاری به مفهوم عامِ آنرا میتوان در میان تمدنهای مختلف در طول تاریخ جستجو کرد. البته این فرایند در این مسیر همواره روندی رو به رشد و تکاملی داشته و امتیازات بیشتری یافته است. دانشنامههای نخستین (تا قبل از قرن نوزدهم میلادی) با هدف مطالعه و بررسی مستمر و بهوسیلهی افرادی واحد تهیه میشدند (رایجترین گونههای دانشنامهای، عموماً مجموعهای از تکنگاشتها بودند) و بهگونهای فراهم میآمدند که جنبهی متن درسی داشته باشند و دارای نظم موضوعی بودند. این دسته دانشنامهها، به این سبب با دانشنامههای امروزی که عمدتاً دارای ترتیب الفبایی بوده و بهعنوان مرجع بهکار میروند و حاصل کار گروهی هستند، تفاوت دارند.
دانشنامهها از جهت سبک نگارش نیز در طول زمان روشهای دقیقتر و مفیدتری یافتهاند. برای نمونه، ذکر مستندات و منابع تکمیلی، در گذشته چندان مورد توجه نبوده اما در دورههای اخیر به این امر توجهی خاص میشود. همچنین تحقیقات مقدماتی جهت نگارش مطالب، بهتدریج گسترده و عمیقتر شده است. دستهبندی دقیق و چینش الفبایی عناوین نیز در دانشنامههای امروزی بهچشم میخورد که دستیابی به مطالب مورد نظر را برای مخاطب آسان و سریع میکند. این دستاوردها بهنوعی نتیجهی پیدایش صنعت چاپ و تحولات دوران نوزایی[5] (دوران باززایی) در اروپاست. بعد از دوران تجدد و نوزایی در اروپا، در پی تلاش عدهای از صاحبنظران آن عصر، شکل جدیدی از دانشنامهها در غرب پدید آمد. دانشنامههای نسل جدید را میتوان حاصل حرکتی فرهنگی موسوم به جریان روشنگری[6] (قرن 18 میلادی) و میل به تهیه و عرضهی جهانی اینگونه آثار دانست که در نهایت به تخصصی شدن علوم میانجامد.
امروزه با توسعهی علوم و فنون و گسترش دانشهای بشری از یکسو و کمبود فرصت مطالعه و تحقیق از سوی دیگر، گرایش به مطالعهی فرهنگنامهها و دانشنامهها، در میان اقشار مختلف رواج فراوانی یافته و دانشنامهنگاری بهعنوان یک علم و ابزاری برای توسعه و اشاعهی تفکر علمی، جایگاه خاص خود را یافته است و سیری صعودی دارد.
دانشنامه عنوان عمومی کتابهایی است که حاوی عصاره و گزیدهای از همهی رشتهها یا همهی شاخههای یک دانش بشری است. واژهی دانشنامه تغییر فارسی واژهی «دایرهالمعارف» است. دایرهالمعارف نیز واژهای عربی است که آنرا برای واژهی فرانسوی Encyclopédie (آنسیکلوپِدی) بهکار بردهاند که این واژه و دیگر صورتهای آن در زبانهای اروپایی، از زبان یونانی کُینی (یونانی عمومی دوران باستان) و از ریشهی Enkyklios Paideia (εγκυκλιος παιδεια) (اِنکیکِلیوس پائیدیا) مرکب از En (بهمعنای «دَر»)، kyklios (بهمعنای «دایرهای، عمومی، عام، فراگیر») و Paideia (بهمعنای «آموزش، تعلیم و تربیت») و بهمعنی «آموزش فراگیر (آموزش عمومی)»[7] مشتق شدهاند. این مجموعهی معنایی بهویژه در اصطلاح عربی «دایرهالمعارف» کاملاً لحاظ شده است که در عربی و فارسی، در کنار واژههای عربی چون «موسوعه»، «مَعلُمه» و واژههای فارسی چون «فرهنگ» و «دانشنامه»، معادل انسیکلوپدی فرنگی بهکار میرود. در بیشتر زبانهای خانواده هندواروپایی این واژه با اختلاف در نوشتار و تلفظ بهکار میرود. مثلاً در فرانسه بهصورت Encyclopédie (آنسیکلوپِدی) و در آلمانی بهصورت Enzyklopädie (اِنزیکلوپِدی) است. این واژه در زبانهای متعلق به دیگر خانوادههای زبانی نیز رایج است مثلاً در ترکی استانبولی (از خانوادهی زبانی آلتایی) بهصورت Ansiklopedi (آنسیکلوپِدِ) بهکار میرود. از قرن هفدهم میلادی به اینسو، واژهی اِنسایکلوپِدیا با دو نگارش متفاوت در گویشهای بریتانیایی (Encyclopaedia) و آمریکایی (Encyclopedia) پذیرفته و رایج شده است.
این واژه و معادلهای لاتین آن، از جهت معنای لغوی به یکدیگر شباهت دارند و «دایرهای از مفهوم و معنا» را بیان میدارند. نخستین کاربرد این تعبیر بر عنوان اثری به زبان لاتین از یوهانس آوِنتینوس[8] (1477-1534 م) ـ مورخ و فیلسوف انسانگرای آلمانی ـ در سال 1517 میلادی نقش بست که برگردانِ عنوان آن چنین است؛ «انکیکلوپائدیا، انباشتی از آموزهها که به هنرها و علوم مربوط میشود و از نمایه و تقسیمات مبتنی بر فلسفهی آن برخوردار است»[9]. نخستینبار فرانسوا رابِله[10] (1553-1449 م) ـ نویسنده، پزشک، راهب و ادیب انسانگرای فرانسوی ـ این واژه را در باب بیستم رمان مشهور خود با نام «زندگی گارگانتوا و پانتاگوئِل[11]» بهکار بُرد که مقصودش از آن، درونمایه اخلاقی و تربیتی آن بود. پُل اِسکالیش[12] (1534-1573 م) ـ نویسنده و دانشنامهنویس کروات سده شانزدهم ـ نخستینبار در عنوان دانشنامهی خود[13]، از این اصطلاح به مفهوم کنونیاش استفاده کرد. اما از زمان تألیف آنسیکلوپدی یا دایرهالمعارف مشهور فرانسه که زیر نظر دِنیس دیدرو[14] (1713-1784 م) ـ نویسنده و فیلسوف فرانسوی ـ و ژان لو رون دالامبِر[15] (1717-1783 م) ـ فیلسوف و ریاضیدان فرانسوی ـ تألیف شد، معنای این واژه گسترش یافت و استفاده از آن به مفهوم کنونی، اقبال چشمگیری یافت. دیدرو دایرهالمعارف را بهعنوان اسم خاص بهکار بُرد که مفهوم لفظیِ آن عبارت بود از آموزش یا دانشی که دایرهوار کنار هم گرد آمده است.
واژهی دایرهالمعارف که در زبانهای فارسی، عربی و اُردو بهکار میرود، ترجمه عربی واژه Encyclopédie (آنسیکلوپِدی) است و همانند آن مرکب است از «دایره» و «معارف و علوم» که ناظر بر گردآوری جامع دانشهاست. این واژه را نخستینبار بُطرُس البُستانی[16] (1819-1883 م) ـ ادیب، نویسنده و معلم لبنانی ـ بهکار برد و کتاب ناتمام خود را «دایرهالمعارف البستانی» نامید. البته در زبان عربی از اصطلاح «موسوعه» نیز برای این نوع کتاب استفاده میشود مانند «الموسوعه العربیه»؛ همچنین اصطلاح «مَعلُمه» از ریشه «ع ل م» نیز برای دایرهالمعارف بهکار میرود مانند «مَعلُمه المغرب». دایرهالمعارف در این کاربرد، مجموعهای موجز و نسبتاً جامع از معارف بشری و یا ابعاد گوناگون یک دانش است که با نظمی ویژه تفکیک و تنظیم شده بهگونهای که دسترسی به مطالب آن برای مخاطبان بسیار آسان است.
معادل دایرهالمعارف در زبان فارسی «دانشنامه» است که کاربرد آن گسترش یافته است. این واژه در فارسی سابقهای طولانی دارد. واژهی دانشنامه را نخستینبار ابوعبید جوزجانی[17] (1047-980 م) در قرن پنجم برای عنوان کتاب ابوعلیسینا بهکار برد و آنرا «دانشنامهی علایی» نامید زیرا کتاب به علاءالدوله کاکویه، حکمران دیلمی اصفهان، اهدا شده بود. دانشنامه نیز واژهای مرکب است و آنرا «نامهای (کتابی) حاوی حکمت، دانش و علم» تعریف کردهاند.
برای دانشنامه تعریفهای گوناگونی ذکر کردهاند. طبق یک تعریف، دانشنامه یا دایرهالمعارف عبارت است از «خلاصهای از جمیع علوم بشری». بر اساس این تعریف، بسیاری از کتابهای علمی قدیم را میتوان «دایرهالمعارف» نامید از آن جهت که در آن دوران، علوم از یکدیگر تفکیک نشده بود و یک دانشمند در تألیفی واحد، به علوم مختلف پرداخته است. دانشنامه در شکل جدید آن عبارتست از «کتاب یا مجموعه کتابهایی که اطلاعاتی دربارهی همهی حوزههای دانش، یا در مورد حوزههای مختلف یک موضوع خاص ارائه میدهد و معمولاً بهترتیب الفبایی منظم شده است». در تعریف مدرن غربی، «دانشنامه مرجعی خودکفاست که از تألیف آن اغلب سه هدف منظور بوده است؛ فراهم آوردن دانش روزآمد دربارهی حوزهی خاصی از دانش یا رشتهای از علوم و معارف، گنجاندن این حجم از دانش در چارچوبی یکدست و نظاممند، و دسترسپذیر کردن آن بهشیوهای آسان».
علاوه بر دایرهالمعارفها، کتابهای دیگری هم وجود دارد که حاوی اطلاعات کلی و طبقهبندیشده است. این کتابها عمدتاً بهصورت الفبایی تنظیم میشود و دربردارندهی اطلاعات دربارهی موضوعی خاص است. معمولاً نحوهی تنظیم این کتابها و دامنهی مخاطبان آنها نیز با دایرهالمعارف همخوانی دارد. اهمّ این کتابها عبارتند از؛
الف) فرهنگ (فرهنگنامه / فرهنگ لغات و اصطلاحات / لغتنامه)[18]
واژهی فرهنگ یا فرهنج که به معانی «نیکویی، تربیت و پرورش، بزرگی و عظمت و بزرگواری، وقار و شکوهمندی، دانش و حکمت و هنر و علم و معرفت و علم فقه و علم شریعت و نیز بهعنوان کتابی که محتوای لغت باشد». این واژه در فارسی باستان معنی ادب و پرورش را میدهد و در فارسی نو بهمعنی تعلیم و تربیت، عقل و دانش، خوب و نیک و کتاب لغت، و در مفهوم عام و کلی که گسترهای وسیع دارد و تمام شئون زندگی را در برمیگیرد، بکار رفته است. همچنین در فارسی نو از این واژه ترکیبهای متعددی مانند فرهنگنامه، فرهنگستان، فرهنگآموز و مانند آن ساختهاند؛ اما در اینجا مراد از فرهنگ همان معنی «کتابی که محتوی لغت است» میباشد و از این نظر برابر کلمهی دیکشنری در زبان انگلیسی قرار میگیرد که طرح ساختی و محتوای آن تفاوتهای اساسی با دایرهالمعارف دارد.
این نوع کتابها، آثاری است که دربارهی واژهها یا اصطلاحات تمام یا بخشی از زبان، بهترتیب الفبایی، اطلاعات دقیق و موثق میدهند. فرهنگ، منعکسکنندهی واژگان ذهنی[19] است و ممکن است یکزبانه، دوزبانه یا چندزبانه باشد. فرهنگ یکزبانه به تعریف و توصیف واژگان میپردازد مانند «فرهنگ بزرگ سخن». در فرهنگ دوزبانه، معادلگذاری انجام میشود مانند «فرهنگ معاصر: انگلیسی ـ فارسی». البته در فرهنگ دوزبانه نیز زمانی که مراجعهکنندهی زبان مقصد با مفهومی آشنا نباشد و امکان معادلیابی وجود نداشته باشد، ذیل مدخل ممکن است اطلاعات یا تعریف و توصیف بیاید. در فرهنگ معمولاً اطلاعات دیگری چون تلفظ، هویت دستوری، صیغههای تصریفی و ریشهی واژهها نیز ذکر میشود اما در دایرهالمعارف (دانشنامه) عمدتاً به این نکات اشاره نمیشود. البته گاه ممکن است بنا به اقتضای موضوع، در دانشنامه نیز مطلب نسبتاً مفصلی دربارهی هر یک از این مباحث بیاید. با پیدایش فرهنگنامههای تخصصی و گسترش آنها، آثاری میان دانشنامه و فرهنگنامه پدید آمده که از مرز تعیین معنای لغوی گذشته و بحثهای گستردهتری پیرامون موضوعات خویش دارند. تفاوت دیگر میان دانشنامه و فرهنگنامه آن است که معمولاً دانشنامهها مفصلتر و مبسوطتر از فرهنگنامه نگاشته میشوند و دارای مجلدات بیشتری از فرهنگنامهها هستند.
ب) واژگان یا قاموس[20]
در علم زبانشناسی، این اصطلاح بهمعنای فرهنگ ذهنی[21] است، شامل یک مدخل برای هر واژهی زبان و نیز مجموعهای از قواعد واژهسازی، اما در صنعت نشر گنجینهای است از معادلهایی که تاکنون مؤلفان و مترجمان از ابتدای نشر کتاب در برابر اصطلاحات یک رشتهی خاص برگزیده یا در اثر خود بهکار بردهاند. حتی معادلهای نامتعارف و منسوخ نیز ممکن است در کتابهای واژگان بهکار روند. واژگان تخصصی که مرکز نشر دانشگاهی در زمینههای مختلف منتشر کرده است، از اینگونه کتابهاست.
ج) واژهنامه
این اصطلاح برای فرهنگ هم بهکار میرود اما واژهنامه در اصل از اجزای کتابهای مترجَم بوده است و در پایان کتاب میآید. در واژهنامه صرفاً معادل آنچه در متن کتاب آمده است، گنجانده میشود. مجموعههایی با عناوین واژهنامه نیز شکل گرفتهاند که از میان معادلهای موجود یکی را انتخاب کرده یا در صورت لزوم واژهی جدیدی ساختهاند مانند «واژهنامهی روزنامهنگاری».
د) گنجواژه یا تزاروس[22]
فرهنگی است عمدتاً موضوعی که واژهها و عباراتی را که معنای یکسان دارند، ذیل دستههای معنایی فهرست و طبقهبندی میکند. این اصطلاح از ریشة یونانی Thesauros بهمعنای مخزن و گنجینهی واژهها گرفته شده است. «فرهنگِ طیفی» نیز معادلی برای تزاروس است که امروزه کاربرد دارد.
هـ) اصطلاحنامه[23] یا حواشی
نوعی فرهنگ اصطلاحات است که در اصل از اجزای کتابهای تألیفی است و کتابهای ترجمهشده به آن نیاز ندارند. در اصطلاحنامه فقط برای واژههای متن کتاب، که بهترتیب الفبایی در پایان اثر میآید، اطلاعات توصیفی ذکر میشود. کتابهایی از این نوع نیز در زمینههای تخصصی چاپ شدهاند که حاوی اصطلاحات دانشی خاص است مانند «فرهنگ اصطلاحات ادبی».
و) فرهنگ دایرهالمعارفی[24]
گونهای فرهنگ است مشتمل بر اطلاعات دایرهالمعارفی موجز دربارهی اَعلام مانند «جلد پنجم و ششم فرهنگ فارسی معین». «لغتنامه دهخدا» نیز فرهنگ دایرهالمعارفی است که در آن هم به واژهها و هم به موضوعها پرداخته شده است.(2, 13)
ز) خلاصه[25] یا چکیده
در اینگونه کتابها خلاصهای از آگاهیها دربارهی موضوعی خاص ذکر میشود و اغلب مترادف کتاب راهنما و مرجع دمدستی[26] بهکار میرود؛ مانند «چکیدهی پایاننامههای زبانشناسی (1372-1345 ش)».
ح) دستینه یا دستنامه[27]
نوعی کتاب مرجع است حاوی اطلاعات فشرده و جامع در زمینهی موضوعی خاص. در این نوع کتابها که به آن کتابچهی دمدستی[28] هم میگویند، مدخلها بهصورت موضوعی و شبیه درسنامه[29] ساماندهی میشود، چنانکه از فصلها و بخشها و زیربخشها تشکیل میشود؛ مانند «دستنامهی قواعد فهرستنویسی».
ط) دفتر راهنما یا دستورنامه[30]
حاوی فهرستی از نام ساکنان، سازمانهای منطقهی جغرافیایی خاص، نشانیها، صاحبان مشاغل و غیره است. این فهرست بنابر اصول معینی (الفبایی یا طبقهای) مرتب میشود؛ مانند «فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران». از این کتابها برای دستیابی به پاسخ سریع پرسشهای فوری استفاده میشود. عمدتاً اختصاصیاند و به یک رشته از دانش بشری، شهر یا کشور اختصاص دارند. دستورنامهها ممکن است جنبهی عملی و فنی یا نظری و علمی داشته باشند. دسترسی به این اطلاعات از طریق وبگاههای اینترنتی نیز امکانپذیر است مانند وبگاه «کتاب اول».
ی) کتاب راهنما[31]
این منبع مرجع، اطلاعاتی سریع و قابل فهم دربارهی موضوعی خاص بهدست میدهد. اینگونه کتابها را ممکن است بهصورت الفبایی، موضوعی یا بر اساس روشهای دیگر تنظیم کنند. این کتابها عمدتاً یک تا سه جلدیاند. کتاب راهنما ممکن است مجموعهی مقالاتی دربارهی یک شخص، مکان یا موضوع خاص باشد. دانشگاه آکسفورد[32] به انتشار آثار دارای عنوان Companion شناخته شده است. همچنین است انتشارات بِلَکوِل[33] و مجموعه کتابهای آن با این عنوان. مثال؛ «راهنمای مطبوعات ایران (عصر قاجار)» و «راهنمای بازیهای ایران».
ک) بروشور[34] یا دفترک
جزوهی کوچکی است که بهصورت کتابچه و برگه منتشر میشود. در این جزوه دربارهی کالا یا موضوعی خاص، اطلاعات میآید. اطلاعات بروشور را گاه میتوان دایرهالمعارفی دانست؛ مثلاً دارای اطلاعاتی دربارهی مکان تاریخی یا مجموعهی علمی و فرهنگی است. روش تنظیم آن موضوعی است، نه الفبایی. در آن تصاویر بسیاری برای کامل کردن مطالب درج میشود. تصاویر عمدتاً رنگی و با کیفیت بالاست و هدف آن، اطلاعرسانی و گاه تبلیغات (تجاری و فرهنگی) است.
ل) اطلس[35]
مجموعهای از نقشهها یا مجموعهای از یک گروه نقشه است، همراه با پارهای از اطلاعات و نمایههای لازم که در یک یا چند جلد صحافی شده است. اطلسها در همهی رشتههای علوم میتوانند بهصورت جهاننما، ملی، منطقهای و موضوعی تهیه شوند. مانند اطلسهای جغرافیایی: «اطلس جامع گیتاشناسی»، اطلسهای گویشی و زبانی: «اطلس گویششناسی قصران داخل»، اطلسهای طبیعی و گردشگری: «اطلس کوهها و غارهای ایران» و اطلسهای بدن انسان: «اطلس کالبدشناسی بدن انسان».
م) سالنامه[36]
فرهنگها، دایرهالمعارفها و کتابشناسیها و امثال آنها، چون پارهای از اطلاعاتشان کهنه میشود، قادر نیستند با تغییرات وسیع و سریع عرصههای علمی و اجتماعی و فرهنگی پیوسته روزآمد باشند، بدینمنظور سالنامههایی بهطور مرتب منتشر میشود حاوی خلاصهای از اطلاعات، رویدادها و آمار آن سال دربارهی موضوعهای گوناگون. سالنامه میتواند عمومی باشد که حاوی اطلاعات و آمار دربارهی همهی موضوعات است مانند «کتاب سال کیهان» یا سالنامههایی که دایرهالمعارفهای بزرگی چون بریتانیکا و آمریکانا به چاپ میرسانند. اگر سالنامه به یک موضوع خاص اختصاص داشته باشد، اختصاصی است؛ یکی از نمونههای ارزنده از این نوع سالنامهها «سالنامه آماری[37] یونسکو» است که بیشتر به مسائل فرهنگی اختصاص دارد.
ن) گاهنامه
در این نوع کتابها، وقایع و رویدادهای تاریخی بهترتیب وقوع، همراه با شرح مختصری در مورد رویدادها ذکر شده است مانند «آثارالباقیه» (شامل گاهشماری اعیاد و مراسم ایرانیان، دیگر ملل و اقدام و …) و «روزشمار تاریخ ایران» (شامل وقایع تاریخی ایران از انقلاب مشروطه تا 22 بهمن 1357).
کتابهایی نیز هستند که در گذشته تألیف شده و بهنوعی دایرهالمعارفگونه (شبهدانشنامه) بهحساب میآیند. عناوین چنین کتابهایی ممکن است خاص خود آنها باشد مانند «سیاستنامه»، «قابوسنامه» و «نفائسالفنون»، یا آنکه واژهای نشانهی مطالب دایرهالمعارفی آن باشد مثلاً کلمهی «جامع» در عناوین، این کاربرد را دارد مانند «جامعالعلوم» و «جامعالتواریخ». برخی دیگر از این کتابها عبارتند از؛
الف) زندگینامه یا سرگذشتنامه
به تاریخ زندگی یا دورهای از زندگی یک شخص یا اشخاص اطلاق میگردد که مبتنی است بر اطلاعات نویسنده از احوال شخص یا اشخاص مورد بحث و بهصورت فردی یا جمعی نوشته میشود. زندگینامهها عناوین مختلفی دارند، از جمله «تذکره» (کتابهایی در شرح احوال شعرا و عرفا و مانند آنها) مانند «تذکرهی میخانه»؛ «سیره» مانند «سیرهی ابنهشام»؛ «وفیات» مانند «وفیات الاعیان و انباء ابناءالزمان» و عناوین دیگری که اسم خاص شدهاند.
ب) طبقات
واژهی طبقه ناظر است بر نسل در سلسله مراتب شاگردی ـ استادی یا تقدم و تأخر تاریخی در حوزهی علمی و فرهنگی خاصی. در کتابهایی با این عناوین، شرح احوال عالمان، حکیمان، شاعران، پزشکان، محدثان و غیره به توالی تاریخی میآید؛ مانند کتاب «الطبقات الکبری».
ج) رسائل
این واژه جمع رساله است و گاه در گذشته کاربردی چون دایرهالمعارف داشته است مانند «رسائل اخوان الصفا» شامل 52 رساله از نویسندگان ناشناس در زمینهی علوم گوناگون.
د) کَشکول[38]
کتابی است حاوی نکاتی در زمینههای گوناگون که دانشمندان در مسیر مطالعاتی خود با آنها مواجه شده و آنها را بهصورت کتاب مدون کردهاند. این کتابها نظم منطقی خاصی ندارند و معمولاً جزو کتابهای علمی جدی بهشمار نمیآیند اما گاه دربردارندهی نکات ارزشمندیاند که بهکار محققان میآید؛ مانند «کشکول شیخ بهایی».
از همین دست آثار است کتابهایی با عناوین «سفینه» مانند «سفینهی تبریز»؛ «جُنگ» مانند «جُنگ اسماعیل منیری زنجانی» و «چَنته» مانند «چَنتهی درویش».
دانشنامهها انواع گوناگون دارند و از چند بُعد قابل تقسیمبندی هستند. مهمترین این تقسیمبندیها بهشرح زیر است؛
1. از نظر حجم و گسترهی اطلاعات
الف) دانشنامههای مفصل[39] یا دانشنامههای جامع[40]: که مقالههای آن عموماً بلند و جامع است و در جلدهای متعدد منتشر میشوند. مانند «دانشنامهی بریتانیکا»، «دانشنامهی جهان اسلام» و «دایرهالمعارف بزرگ اسلامی».
ب) دانشنامههای مختصر[41]: این دانشنامهها در بردارنده اطلاعات مختصر و پاسخگوی نیاز فوری مخاطبند و در یک یا دو جلد منتشر میشوند، مانند «دایرهالمعارف هنر» و «دایرهالمعارف مصاحب».
2. از نظر سطح مخاطبان
مهمترین عاملی که هر مؤلف پیش از تألیف هر اثری باید به آن توجه کند، عامل سن خواننده یا مراجعهکننده به آن اثر است. بر این اساس میتوان دایرهالمعارفها را بر اساس سطح مخاطبان به چند گروه طبقهبندی کرد؛
الف) دانشنامههای بزرگسالان[42]: سطح تحصیلات مخاطب اینگونه کتب بالاتر از دبیرستان است و اطلاعات آن متناسب با نیازهای عمومی یا تخصصی آنها گردآوری میشود، مانند «دانشنامهی بریتانیکا» و «دایرهالمعارف فارسی».
ب) دانشنامههای کودک و نوجوان[43]: که با توجه به مقطع سنی ویژگیهای خاص خود را دارند. دانشنامههای خردسالان معمولاً تصویر واژهایاند و دانشنامههای دبستانی که مقالههای آن به زبان ساده نوشته میشوند و بیشتر مصورند و برای گروه سنی کودک و نوجوان نوشته میشوند؛ مانند «فرهنگ طلایی»، «فرهنگنامهی کودکان و نوجوانان».
3. از نظر شُمول اطلاعات
الف) دانشنامههای عمومی[44]: در اینگونه کتب تلاش میشود در همهی زمینههای دانش بشری اطلاعاتی عرضه شود و پاسخگوی عموم مردم باشد؛ مانند «دایرهالمعارف بزرگ ژاپن» و «دایرهالمعارف فارسی».
ب) دانشنامههای اختصاصی[45]: در دانشی خاص و برای مخاطبانی خاص و متخصص آن دانش تدوین میشوند. این دانشنامهها میتوانند از نظر موضوع اختصاصی باشند؛ مانند «دانشنامهی ایران باستان» و یا از نظر جغرافیایی محدود به منطقهی مکانی خاصی باشند؛ مانند «ایرانشهر».
4. از نظر هدف نگارش
هدف مؤلفان هر دانشنامهای در واقع پاسخگویی به نیاز مراجعهکنندگانش است؛ بنابراین، بر اساس برآورد نیاز خوانندگان، میتوان دانشنامهها را به چهار گروه تقسیم کرد؛
الف) دانشنامههایی که پاسخگوی نیازهای فوری، ساده و سردستی هستند؛ که بود؟ چه کرد؟ چه تأثیری نهاد؟ چطور؟ چه چیزی؟ برای چه؟ و … مانند «اطلاعات عمومیها».
ب) آنهایی که اطلاعات جامع و دقیق دربارهی موضوعی خاص به مخاطب میدهند و پاسخگوی نیازهای تخصصیاند؛ مانند «دانشنامهی پزشکی» و «دایرهالمعارف تشیع».
ج) دانشنامههایی که هم به کار متخصص و هم به کار دانشجو میآیند و مقالاتی مفصل دارند؛ مانند «دایرهالمعارف فارسی» و «دانشنامهی آمریکانا».
د) دانشنامههایی که علاوه بر مرجع بودن، جنبهی آموزشی نیز دارند؛ مانند «ماکروپدیای دانشنامهی بریتانیکا» و «ایرانشهر».
5. از نظر ساختار و نظم
نظم و ترتیب یا طرح ساختاری دانشنامه از اهمیت زیادی برخوردار است و یکی از تفاوتهای عمدهی فرهنگها و دایرهالمعارفها بهشمار میرود.
الف) دانشنامههای الفبایی[46]: نظم الفبایی نظمی است که بر اساس آن مدخلهای دایرهالمعارف بر اساس ترتیب حروف الفبای زبانی که دایرهالمعارف بدان نگاشته شده، آرایش مییابند. بسیاری از دایرهالمعارفهای جهان اعم از عمومی یا اختصاصی از این شیوه استفاده کردهاند؛ اما دایرهالمعارفهای فارسی برای نظم الفبایی با مشکل تشدید، همزه، آ و الف مواجه هستند. آیا باید مانند فرهنگنامهی کودکان آنرا جداگانه آورد؟ یا مانند دایرهالمعارف فارسی در هم ادغام نمود؟ امروزه با توجه به اهمیت سرعت و آسانی مراجعه، بیشتر مخاطبان به این شیوه تمایل دارند و تقریباً رایجترین شیوه است.
ب) دانشنامههای موضوعی[47]: نظم موضوعی نظمی است که بر اساس آن مطالب هر موضوع زیر عنوان موضوعات بزرگتر گردآوری شده و سپس این موضوعات با نظمی منطقی پشت هم قرار میگیرند. برای این نوع دایرهالمعارف، فهرست مندرجات و نمایه ضروری مینماید. بدینترتیب که مطالب به موضوعات اصلی و موضوعات اصلی به چند موضوع فرعی دستهبندی میشوند و با نظم منطقی بهدنبال هم میآیند.
ج) دانشنامههای ردهای[48]: برای مراجعهکننده به اینگونه آثار، وجود نمایه ضروری است بدینمعنا که مطالب به ردههایی مستقل تقسیم شده سپس ذیل هر رده، مطالب با نظم الفبایی مرتب میشوند؛ مانند «ایرانشهر».
البته امروزه با توجه به پیشرفت صنعت و وسایل ارتباطی، ابزارهای نشر و گسترش اطلاعات تغییر کرده است؛ بنابراین در دستهبندی و تدوین و گونههای دانشنامهها نیز تحولاتی رخ داده است. برای نمونه میتوان دانشنامهها را از نظر نوع نشر نیز دستهبندی کرد؛ مانند کتاب[49]، لوح فشرده و نرمافزار[50]، سایت[51] و ….
[1] Multidisciplinary Book
[2] Encyclopedia or Encyclopaedia
[3] Reference Book
[4] Encyclopedia Writing
[5] Renaissance
[6] Eng. Enlightenment; Fr. Les Lumières; Ger. Aufklärung
[7] All-round Education
[8] Johann Georg Turmair (Johannes Aventinus or Aventin)
[9] Encyclopædia orbisque doctrinarum, hoc EST omnium atrium, scientiarum, ipsius philosophiæ index ac division
[10] François Rabelais
[11] The Life of Gargantua and Pantagruel
[12] Paul Skalich
[13] Encyclopaediae seu orbis disciplinarum tam sacrarum quam prophanarum, epistemon (1559)
[14] Denis Diderot
[15] Jean le Rond d’Alembert
[16] Butrus al-Bustani
[17] ابوعبدالله عبدالواحد بن محمد جوزجانی (نویسنده، شاگرد و شرحدهنده آثار ابنسینا)
[18] Dictionary (and Lexicon, Wordbook, Vocabulary)
[19] Mental Lexicon
[20] Lexicon
[21] Mental Dictionary
[22] Thesaurus
[23] Glossary
[24] Encyclopedic Dictionary
[25] Compendium
[26] Vade-mecum
[27] Handbook
[28] Manual
[29] Text Book
[30] Directory
[31] Companion
[32] Oxford University
[33] Blackwell Publication
[34] Brochure
[35] Atlas
[36] Yearbook
[37] Statistical Yearbook
[38] Compendium
[39] Detailed Encyclopedia
[40] Comprehensive Encyclopedia
[41] Concise encyclopedia
[42] Adult Encyclopedia
[43] Child and Adolescent Encyclopedia
[44] General Encyclopedia
[45] Specialized Encyclopedia
[46] Alphabetical Encyclopedia
[47] Thematic Encyclopedia
[48] Classified Encyclopedia
[49] Printed Encyclopedia
[50] Digital Encyclopedia
[51] Online Encyclopedia
ـ مولایی م. زاگرس پدیا (دانشنامه زاگرس) 1401 [قابل دسترسی: https://zagrospedia.com.
ـ هاشمی م, خندقآبادی ح. دانشنامه و دانشنامه نگاری؛ تاریخچه، روش ها، نمونه ها. تهران: نشر کتاب مرجع; 1399. 1 p.
ـ پاکتچی ا. نقش دانشنامه ها در ارتقای فرهنگ عمومی؛ تحلیل تاریخی. فصلنامه مطالعات دانشنامه نگاری. 1400;1(1):96-69.
ـ قاسملو ف. مطالعات زیربنایی درباره دانشنامه نویسی در ایران. طب سنتی اسلام و ایران. 1390;2(1):74-3.
ـ مقدسی م. آشنایی با تاریخ دایره المعارف نویسی در ایران و جهان. طب سنتی اسلام و ایران. 1389;1:16-1.
ـ Liddell HG, Scott R. Greek-English Lexicon. 9th ed: Clarendon Press; 1996.
ـ سلمانیندوشن م. تاریخچه دانشنامهنگاری: سنتهای گذشته، جریانات امروزی و مسیرهای پیشرو. مطالعات دانشنامه نگاری. 1400;1(2):1-31.
ـ Cummings AD. The Diderot Encyclopedia of Science. Education + Training. 1961;3(2):18-21.
ـ طهرانی آ. الذریعة الی تصانیف الشیعة. بیروت/لبنان: دارالأضواء; 1304ق.
ـ قمی ح, بشیری ز. مقدمه ای بر دانشنامه نویسی در ایران. کتاب ماه ادبیات. 1391:26.
ـ Oxford Advanced Learner’s Dictionary. Oxford University Press; 2022. encyclopedia.
ـ صافی ق. مرجع شناسی عمومی و تخصصی: شناخت و تدوین از آغاز تا امروز. 2 ed. تهران: موسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران; 1392. 296 p.
ـ مرادی ن. مرجعشناسی: شناخت خدمات و کتابهای مرجع. 11 ed. تهران: فرهنگ معاصر; 1393. 342 p.
ـ Roche C, Alcina A, Costa R. Terminological resources in the digital age. Terminology: International Journal of Theoretical and Applied Issues in Specialized Communication. 2019;25(2):139-45.